اعتراف نامه ...
پست قبلی یه اشتباه واقعی بود ، خواستم پاکش کنم ولی نکردم ، باید باشه تا بعدها یادم بیفته چه اشتباهی کردم ، دقیقاً همه چیز برعکس اون چیزی بود که من فکر میکردم ، اونهایی که فکر میکردم دارن توی زندگیم دخالت میکنن از همه چیز خبر داشتن ، اونی هم که فکر میکردم مظلوم واقع شده و داره اذیت میشه .......
بیخیال ، تجربه ای شد تا از این به بعد به هر کسی اعتماد نکنم ...
پ . ن : شرمنده همه اونهایی هستم که در موردشون اون فکرها رو کردم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 20:24 توسط سعید
|