یک : توی راه برگشت از شرکت توی تاکسی ، یه دختری کنارم میشینه ، ظاهرش خیلی شیک و امروزیه ، از وقتی سوار میشه مدام موبایل دستشه و داره شماره میگیره ولی موفق نمیشه ، نزدیکهای مقصد که میرسیم بالأخره موفق میشه و طرف جوابش رو میده ، دخترک هم شروع میکنه به صحبت کردن ، اون هم با لهجه غلیظ مازندرانی .

در حالی که فکم در حد تیم ملی کش اومده بهش نگاه میکنم

دو : این داستان رو شنیدید ؟ طرف رفته بود دزدی ، داشت قفل یه مغازه ای رو با اره میبرید ، یه عبدالله ( منظورم همون بنده خداست ) داشته رد میشده از اونجا میگه آهای داری چی کار میکنی ؟ دزده میگه دارم ساز میزنم . میگه پس کو صداش ؟ دزده میگه صداش فردا صبح در میاد .

همین ، میخواستم ببینم این رو شنیدید یا نه ...

سه : همیشه قدم اول رو برداشتن خیلی برام سخته ولی وقتی شروع به کاری میکنم خیلی کم پیش میاد وسط کار ولش کنم ...

چهار : شاید در آینده امروز روز خاصی برام بشه ...

پنج : دو ساعت و نیمه که میخوام بیام پست بزنم ولی هی یادم میره ، الان یهو یادم افتاد ، گفتم اگر الان این ها رو ننویسم معلوم نیست میره برای کی ...

شش : دارم فوتوشاپ یاد میگیرم ، همیشه دوست داشتم بتونم با فوتوشاپ کار کنم ، حالا نه به طور حرفه ای فقط اینقدری که بتونم کارهای خودم رو انجام بدم ...

هفت : خدایا این اینترنت رو از ما نگیر ، خدایی هر چی که بخوای توش پیدا میشه ، فقط کافیه بلد باشی Search کنی ، اونوقته که حتی میتونی آموزش ساخت انواع و اقسام ب*مب رو هم پیدا کنی ...

هشت : گاهی آدم باید سلیقه اش رو تغییر بده ( یا شاید هم نادیده بگیره ) ، وقتی هیچ موزیکی نمیتونه روحتون رو ارضاء کنه کافیه حدود 20 دقیقه تا یک ساعت ( بستگی به حوصله تون داره ) آهنگهای دامبولی گوش بدید ، بعد مجدداً برید سراغ موزیک های خودتون ، اونوقت میبینید که بیشتر ازشون لذا میبرید ...

نه : یه کشف جدید ، اخیراً به موزیک های یونانی علاقه زیادی پیدا کردم ، البته قبلاً هم علاقه داشتم ولی الان شدت پیدا کرده ...

پ . ن : این پست اصلاً سوال برانگیز نیست ، پس به سوالات پیش آمده جواب داده نمی شود .