شکار ( آخرین پست سال 1387 ) ...
امروز توی راه برگشت به خونه صحنه بدی رو دیدم ، نزدیک ورودی مترو 30-40 نفر کنار خیابون ایستاده بودند و داشتند اون سمت خیابون رو نگاه میکردند ، وقتی اونور رو نگاه کردم دیدم یکی از در*جه*دارهایِ نیر*ویِ انت*ظامی یه پسر حدود 30-35 ساله رو دستبند زده و روی شکم خوابونده کنار خیابون و پای راستش رو هم گذاشته بود بین دو تا کتفش تا نتونه بلند بشه و هی اینور و اونر رو نگاه میکرد ، وقتی اون صحنه رو دیدم دقیقاً یاد عکسهایی افتادم که از صحنه های شکار حیوانات توی آفریقا دیده بودم ...
پ . ن 1 : اول باید از کلیه دوستانی که توی پست قبل نهایت لطف رو به من داشتند و اسم کل یوم حیوانات باغ وحش رو روی من گذاشتند تشکر کنم ، در اولین فرصت خدمت تک تک شما میرسم ...
پ . ن 2 : این روزها یه کم سرم شلوغه ، از خونه تکونی گرفته تا کارهای داداش کوچیکه که دقیقاً یک هفته پیش سربازیش تموم شد ، یادتونه پست زده بودم رفت سربازی ؟ 19 ماه مثل برق گذشت ، البته شانسی که آورد دو ماه بهش کسری خورد وگرنه باید تا اردیبهشت میرفت و میومد ، تموم شدن سربازی برادرم شاید بیشتر از همه برای مادرم مهم بود ، بیشتر از اینکه برای برادرم خوشحال باشم برای مادرم خوشحالم ...
پ . ن 3 : کل یوم فیلمهایی که توی اسکار امسال شرکت داشتند رو گرفتم ( به جز یکی دو تا که پیدا نکردم ) ولی به جز Wall E ، بنجامین باتن و میلیونر زاغه نشین هنوز هیچکدوم رو ندیدم ، نزدیک 30-40 تا فیلم روی Case گذاشتم که ببینم ولی وقت نمیشه ، هر 3-2 روز فقط میرسم یکی از اونها رو ببینم ...
پ . ن 4 : تعطیلات ما رسماً از امروز شروع شد ، فردا و پس فردا رو در مرخصی به سر میبریم ، مشغولیات هم که در حد وفور یافت می شود ( البه مشغولیات از نوع بچه مثبتی ) ...