یادتونه چند سال پیش سریالی پخش میشد به اسم کت جادویی ؟؟؟ توی اون سریال رامبد جوان یه کت داشت که هر وقت پول لازم داشت دست میکرد توی جیبش و هر چقدر که دلش میخوات پول درمیاورد ...

حالا شده داستانِ من ، چند وقت پیش یه دی وی دی رسید دستم که حدود پنج هزار و خورده ای کاور فیلمهای سینمایی ( البه بصورت فایل Jpeg ) توش بود ، اون زمان ، حدود 10-15 تا فیلم داشتم که کاور نداشتن ، کاور همه اونها رو تونستم توی اون دی وی دی پیدا کنم ، از اون وقت تا حالا هروقت فیلم جدیدی به دستم میرسه ، میرم و یه نگاهی به کاورها میندازم ، یه جورایی انتظار دارم مثل همون کت جادویی رامبد جوان ، کاور فیلم رو از توی دی وی دی پیدا کنم ...

یکی دو بار هم نبود که بگم اتفاقیه ، البته الان دیگه زیاد سراغ دی وی دی کذایی نمیرم ولی باز وقتی یه فیلم میاد دستم فکرم میره پیش دی وی دی و عکسهاش ...

پ . ن 1 : مثل اینکه هیچ کس پست قبل رو درست نخونده ، این قسمت رو دوباره بخونین " کتاب کوریِ ساراماگو رو از کیفم بیرون میارم و تا وقتی که قهوه حاضر بشه شروع میکنم به خوندن آخرین صفحه هاش " ... زیر قسمت مهم خط کشیدم که دقت کنید بهش .

خب ، حالا باز به نظر شما من کلِ کتاب رو توی کافی شاپ  خوندم ؟ یعنی این خط رو اینقدر بد نوشتم که همه فکر کردند من کل کتاب رو توی کافی شاپ خوندم ؟؟؟

پ . ن 2 : هر بار که میام اینجا و میگم که همه چیز خوب پیش میره و مشکلی ندارم هر چی مشکل ، بدبختی و دردسر تو دنیا هست میریزه سرِ من ، شما جای من بودید چی فکر میکردید ؟

پ . ن 3 : یه سوالِ فنی ، به لینکهایی که توی قسمت پیوندهای روزانه میگذارم سر میزنید یا نه ؟ اکثر لینکهایی که توی یاهو مسنجر برام میاد و به نظرم جالب میاد رو اونجا میگذارم ...

پ . ن 4 : به احتمال 99 درصد ، تا آخر این هفته شاهد یک سری تغییر و تحول خواهیم بود ...