این پست رو از وبلاگ حرفه ; خبرنگارکپی کردم ، نمیدونم چی بگم ، مثل اینکه پیش بینی ها درست بود ، هر چه جلوتر میریم و زمان میگذره بیشتر پسرفت میکنیم ، شاید هم بشه گفت همون تحجری که پیش بینی شده بود داره اتفاق میفته ....
متن بروشوري كه براي آگاهي درباره لايحه حمايت از خانواده تنظيم شده است رو توی ادامه مطلب گذاشتم ....
***
لایحه اي كه دولت فخيمه نهم اسم آن را - احتمالا به طعنه - گذاشته لايحه حمایت از خانواده يكي از همين روزها ، حداكثر تا چهارشنبه به صحن علنی مجلس می رود براي بررسي و رايگيري.فراكسيون اقليت در حال تلاش براي كنار گذاشتن لايحه است اما لايحه براي همفكران اصولگراي دولت در مجلس انگار خيلي «سوكسه » دارد .فعالان زن و منتقدان لايحه اما همچنان اميدوارند كه با آگاهسازي مردم نسبت به مواد اين لايحه و عواقب تصويب آن در مجلس جلو اين فاجعه قانونگذاري را بگيرند. بروشوری تهيه شده كه اطلاعات لازم درباره لایحه را دارد. وبلاگي هم در مخالفت با لايحه به آدرس www.layehe.blogfa.comراهاندازي شده است.هركس ارادهاي براي جلوگيري از تصویب اين لایحه دارد ميتواند در توزيع اين بروشور اطلاعرساني كمك كند.ميتوانيد آن را در وبلاگهايتان منتشر كنيد و يا پرينتاش را ميان مردم پخش كنيد.ميتوانيد در خانواده و ميان فاميل اطلاعرساني كنيد و كساني را كه اطلاعي از عمق فاجعه ندارند آگاه كنيد و خلاصه ميشود مواد لايحه را نقد كرد، نوشت ، حرف زد و دستكم توليد آگاهي كرد.صنم هم در وبلاگش دعوت كرده از همه تا درباره لايحه بنويسند.ميشود به اين دعوت هم پاسخ داد و فضايي منطقي براي گفتوگو درباره اي لايحه فراهم آورد.چرا كه اظهارنظر در مورد «لايحه حمايت از خانواده» حق شهروندي تک تک ماست و خوب است كه از حقوق خودمان استفاده كنيم.
ادامه مطلب
امروز توی یکی از روزنامه ها خبر لغو دیدار عده ای از هنرمندان ( به نوشته اون روزنامه 250 نفر ) با اعضای یکی از احزاب فعال در انتخابات چاپ شده بود ...
اولین چیزی که به ذهن هر کسی خطور میکنه این سواله که چرا این همه آدم ( 250 نفر جمعیت کمی نیست ، اون هم وقتی بدونیم همشون از هنرمندان بوده اند ) بطور دسته جمعی از حضور در مکان موعود خودداری کردند ، آیا جریان سومی در کار بوده که اونها رو از رفتن منصرف کرده یا بطور دسته جمعی و برای نشون دادن مخالفت با اون حزب این کار رو کردند ؟؟؟ اگر میخواستن مخالفتشون رو نشون بدهند چرا اول باهاشون از در دوستی در اومدن و بعد ...
اگر هم جریان سومی در کار بوده که تونسته همه اون افراد رو از رفتن منع کنه ....
بماند ...
از خبر فوق میشه چند تا نتیجه مختلف گرفت ...
نتیجه گیری ذهن یک شخص منتصب به حزب ضایع شده : در این مورد باید جلساتی با همه اعضای حزب تشکیل بشه تا دلایل عدم حضور هنرمندان گرامی در روز موعود برای همه اعضا و مردم غیور و شهید پرور کشور از طریق گفتمان تشریح بشه ...
نتیجه گیری ذهن یک شخص میانه رو ( کمی مایل به سمت حزب ضایع شده ) : ای بابا این هم از هنرمند جماعت ، چی کار میشه مرد ؟ حالا باید صبر کنیم تا اون روز شاید اوضاع کمی بهتر شد ...
نتیجه گیری ذهن یک شخص میانه رو ( کمی مایل به جهت حزب مخالف ) : ایول ، خوشم اومد ، حال کردم ، دیگه همه ضایعشون کرده بودن فقط مونده بود هنرمندان که اونها هم ... ، دستشون درد نکنه ...
نتجه گیری ذهن یک شخص منتصب به حزب مخالف : در مورد این مسئله باید عرض کنم خدمتتون با توجه به محبوبیت زیادی که اعضای حزب ما بین مردم و به خصوص قشر ضعیف و آسیب پذیر جامعه دارند این حرکت موضوع چندان عجیبی نبوده و انتظار همچین حرکتی از هنرمندان گرامی میرفت ...
نتیجه گیری ذهن یک شخص منتصب به حزب مخالف ( از نوع افراطیش ) : حقشون بود ، این بچه سوسول ها میخواستن اینجوری ثابت کنن که ما مردمی هستیم و مردم ما رو دوست دارن ، آخه یکی نیست بهشون بگه آخه ............ ، .............. شماها خیلی وقته دیگه از چشم مردم افتادین ، اگر خودتون رو ................ هم دیگه به هیچ جا نمیرسید ، ................ ، .............. ، .............. جمع کنید بساطتون رو که دیگه دوره شما تموم شده ، یالا ، گفتم پاشو بساطت رو جمع کن ، اینجا محل کسبه ، دِ پاشو برو دیگه سیریش ....
پ . ن 1 : مطلب فوق کاملاً طنز بوده و هیچگونه گرایش سیاسی ( اعم از چپ ، راست ، وسط ، شمال ، جنوب ، خروجی همت و عدم تأمین بودجه گسترش مترو توسط شورای شهر ) ندارد ، به جان خودم راست میگم ![]()
پ . ن 2 : توی جاهای خالی نتیجه گیری آخر هر چی دوست دارید بگذارید ، صاحب اختیارید ...
پ . ن 3 : فهمیدم چرا این چند وقته زیاد نمینوشتم ، شب که میومدم خونه مینشستم پای فیلم دیدن و بعد هم میخوابیدم ، در نتیجه فرصت نمیشد چیزی بنویسم ، ولی امشب دیگه ناپرهیزی کردم و گفتم اینارو بنویسم بعد بشینم فیلم نگاه کنم ....
تا اونجا که من یادم میاد هر وقت که صحبت از نفت و ملی شدن صنعت نفت میشد اسم دکتر مصدق هم ناخودآگاه به همراهش به میون میومد ، از هفته سوم اسفند ماه 85 برنامه هایی که ویژه روز ملی شدن صنعت نفت بود شروع شد ، نکته جالب و تا حدودی تعجب برانگیز این برنامه ها این بود که همه اونها سعی داشتند وانمود کنند که ملی شدن صنعت نفت حاصل زحمات و تلاشهای آیت الله کاشانی بوده و دکتر مصدق فقط بعضی موارد از آیت الله کاشانی حمایت میکرده !!!
راستش تا اونجا که من یادم میاد و توی کتابهای تاریخ که بعد از انقلاب منتشر شده بود خوندم ، این دکتر مصدق بوده که در برابر شاه مقاومت کرده و زیر بار حرف انگلیسی ها نرفته تا صنعت نفت ایران ملی بشه ، گاهی اوقات هم به دیدن آیت الله کاشانی میرفته و در این مورد با هم بحث میکردند و .......
سوال دیگه که پیش میاد اینه که زمانی که آیت الله کاشانی به عراق تبعید شده بود چطور این حرکت رو رهبری میکرده ؟ آیا فقط با نامه نگاری میشه همچین کار بزرگی انجام داد ؟
حالا این ها به کنار ، توی یکی از همین برنامه ها گفته شد که آیت الله کاشانی به یکی از نزدیکانش گفته اگر دکتر مصدق بخواهد از ملی شدن صنعت نفت جلوگیری کند مانند رزم آرا خونش ریخته خواهد شد .
نمیدونم واقعاً آیت الله کاشانی این حرف رو زده یا ..... چرا این برنامه اصرار داشت که دکتر مصدق رو همردیف رزم آرا قرار بده ؟
من نمیخوام بگم ملی شدن صنعت نفت فقط حاصل تلاش دکتر مصدق بوده یا برعکس ، فقط میخوام بگم این موارد با چیزهایی که ما میدونیم و توی همون کتابهای درسی بعد از انقلاب خوندیم زمین تا آسمون تفاوت داره ....
نمیدونم دیگه چی بگم ، فقط اینکه اسم مصدق با ملی شدن صنعت نفت عجین شده ، هیچ کس هم نمیتونه این دو تا رو از هم جدا کنه ، هر کس هم تصمیم به این کار بگیره فقط باعث سرشکستگی خودش میشه ........
پ . ن : راستی یادم رفت ، سال نوی همگی مبارک ، امیدوارم سال خوبی رو آغاز کرده باشید و تا آخر سال هم همیشه شاد و موفق باشید ...

