دلم میخواد یه دسته گل نرگس بخرم ، مثل قدیمها ...
ولی ...


پ . ن : هرگونه برداشت و سوءبرداشت از این پست آزاد است .

مینویسم که یادم بمونه ، حتی رنگهای سرد پائیز هم میتونه آدم رو گرم کنه ...
مینویسم که یادم بمونه ، اگر چیزی رو واقعاً از ته دلت بخوای به دست میاریش ...
مینویسم که یادم بمونه ، این تابلو رو هدیه گرفتم ...
مینویسم که یادم بمونه ، احساسم رو وقتی که این تابلو رو دیدم ...
مینویسم که یادم بمونه ، خودم رو ...
پ . ن 1 : این چند خط رو برای خودم نوشتم .
پ . ن 2 : با این پاچه خواریهایی که عمو عزت داره میکنه فکر کنم حالا حالاها در خدمت ما هست ...
همشهری امروز ، صفحه 25 ...
بدون هیچگونه توضیح اضافی ...
دیروز داشتم عكسهاي سفر تركيه رو نگاه ميكردم ، توي يكي از عكسها چيزي توجهم رو جلب كرد ، پيش خودم فكر كردم شايد ديدنش براي شما هم جالب باشه ...
اين عكس كاملاً اتفاقي گرفته شده و سوژه عكس چيز ديگه اي بوده ...
برای دیدن عکس روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
توضیح : این عکس رو دختر خالم گرفته ، رشته اش هم عکاسیه ، نظر شما در مورد این عکس چیه ؟
پ . ن : به نظر خودم این عکس باید به عنوان عکس تبلیغاتی سال انتخاب بشه ( مرسی اعتماد به نفس )
چند روزی هست که میخوام وبلاگم رو آپدیت کنم ولی هر بار چیز جدیدی یادم میاد و اونوقته که با خودم میگم باشه برای فردا که همه رو با هم بنویسم ، فردا هم مثل روز قبلش ، دیگه امروز به این نتیجه رسیدم که بیام و همه اون چیز ها رو بنویسم ، اگر هم مطلبم طولانی شد با چیزی یادم رفت باشه برای دفعات بعد .
مطلب اول ، میخواستم تشکر کنم از کلیه دوستان عزیز که توی دو پست قبلی من و وبلاگم رو مورد لطف و تفقد قرار دادند ، راستش فکر میکردم بیشتر از اینا تحویل بگیرید ( مخصوصاً دوستای وبلاگ نویس محترم ) ، به قول معروف بازم به معرفت خاتونک که اومد و نظر داد ، در هر حال من دلم میخواست کاری برای دوستانم انجام بدم . توی این دوتا پست به یک مورد جالب برخوردم ، خیلی از دوستان وبلاگ نویس نمیدونستن پرشین گیگ چیه ، در حالی که من فکر میکردم همه این سایت رو میشناسن و من اگر بخوام درباره اش توضیحی بدم میشه توضیح واضحات ، به خاطر همين سعی کردم که خیلی کوتاه و ساده توضیح بدم که اساتید یک وقت ناراحت نشن .
مطلب بعدی اینه که یکی از دوستان به نام ( خ . س ) اینجانب رو بشدت مورد لطف و مرحمت قرار داده و گفته تو چرا اینقدر مطالب خصوصی زندگیت رو توی وبلاگت مینویسی !!! ( باور کنید اون لحظه واقعاً احساس کردم که دارم شاخ درمیارم) ، من که به نظر خودم هیچ چیز خصوصی از خودم یا زندگیم و یا حتی افراد دور و برم ننوشتم ، هر چی هم که نوشتم چیزی بوده که همه میدونند و از اون خبر دارند ، میخواستم ببینم نظر شما چیه و آیا من دارم در نوشتن مطالبم زیاده روی میکنم ؟
مطلب بعدی اینه که یکی دیگه از دوستای بنده به نام ( ح . س ) فرمودند که تو چرا از خودت چیزی نمینویسی توی وبلاگت ( رجوع شود به نوشته های داخل پرانتز پاراگراف بالا ) ، میخوام ببینم شما اگر جای من بودید چی کار می کردید ؟؟؟ من نمیدونم حرف کدومشون رو گوش کنم !!! بدبختی من اینه که هر دوتای این دوستانم رو خیلی دوست دارم و نمیتونم بهشون بگم نه تو اشتباه میکنی ، ولی خدا میدونه که هیچ کس توی دنیا دوستی مثل دوستای من نداره ، واقعاً همشون تک هستند .
مطلب بعدی اینه که جاتون خالی دیروز با خانواده رفتیم سمت طالقان ، البته توی خود شهر طالقان نرفتیم ، یه کم رفتیم نزدیک دریاچه سد و بعدش هم رفتیم توی یه باغ همون نزدیکی ها و چادر زدیم و تا 5 بعد از ظهر اونجا بودیم ، بعد هم دوباره نیم ساعتی رفتیم نزدیک دریاچه سد و ساعت 6 راه افتادیم به سمت تهران ، کلاً سفر خوبی بود برای آخر هفته ، همه چیزش خوب بود به جزء گرمای اونجا و ترافيک بعد از عوارضي کرج - تهران ، چند تا عکس هم گرفتم که براتون میزارم ، امیدوارم خوشتون بیاد .
تا بعد ....
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

